bonsoir




 

263171lxlble1hnk.gif 

پرپر شدن یاس بوستان رسول خدا(ص)

حضرتفاطمه زهرای بتول(س)

بانوی عفاف و عصمت،

صدیقه،مبارکه،طاهره زکیه

راضیه ،مرضیه،محدثه

سیدة النساء (سرور زنان عالم)

برهمه عاشقان بانوی بزرگوار، ترنم باران وحی ،تسلیت باد.

263171lxlble1hnk.gif

روزى امام حسن مجتبى (ع) وارد اتاق مادرش ، حضرت زهراء (س) گردید، دید كه مادرش در حال ركوع نماز است و براى مردها وزن هاى مؤ من باذكر نامشان دعا مى كند.
گوش كرد، كه دید مادرش فقط براى دیگران دعا مى نماید وبراى خویش ، هیچ دعائى نمى فرماید، جلو آمد و اظهار داشت :

 اى مادر! چرا مقدارى همبراى خودت دعا نمى كنى همان طورى كه براى دیگران دعا مى نمائى ؟
حضرت زهراء (س) پاسخ داد:

اى فرزندم ! اوّل ما باید به فكر نجات همسایه باشیم و سپسبراى خودتلاش و دعا كنیم
و در حدیثى  از زلال کوثر،حضرت فاطمه(س)واردشده است كه :

دعاى مؤ من در حقّ دیگران مستجاب مى شود و موقعى كه انسان در حقّدیگران و براى دیگران دعا كند، ملائكه الهى براى او دعا خواهند كرد، كه حتما، دعاىآن ها مستجاب خواهد شد

منبع: چهل داستان وحدیث ازحضرت فاطمه زهرا(س)مولف صالحی





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom



  اسپرم

  nmyit2f0j37e8slzwrsf.jpg

 6gq7esbqnh61awt50ou3.jpg

هفته اول

 qxz721a42gdpdkryfzo4.jpg

5svu06nfy8ixbsc9ckps.jpg

شش ماهگی

9mn8f5xhedg1lrshcfv3.jpg

r2z55a79n2qsmz2vcjob.jpg

هفت ماهگی

9057rg3muqp56hj85n9x.jpg

جنین در حال رویا دیدن

lep5pj6ryq8o6jx5f9dr.jpg

o0ny5aigvoxnu08yecyz.jpg


آیه هفته:سوره مؤمنون آیه 14

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ

سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [= چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم؛ پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom


وضو و نماز از دید متافیزیکی
آنكس كه ره معرفه الله پوید

اصولا" قبل از خواندن نماز وضو می گیریم .قبل از انجام هر كاری توصیه شده كه باید با وضو انجام گیرد. در زمانی كه بدن انسان به هر دلیل ناپاك می گردد توصیه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانیم فلسفه غسل و وضو و خیلی از اعمال دینی را نمی دانیم و فقط طوطی وار انجام می دهیم و باید گفت که دانش و آگاهی نور است , حركت در شاهراه است كه در نهایت ، انسان را به سر منزل مقصود می رساند. بعلاوه دانش و آگاهی از چیزی می تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزایش دهد و دید انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسیعتر گرداند. بنابراین اگر وضو, نماز و دیگر اعمال را با دانش و تدبیر انجام دهیم , به نور می رسیم .
باید ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احادیث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبیت , دل پیچه و غیرو وضو بگیرید . دلیل آن چه می تواند باشد؟
چرا در وضو مردان باید از پشت آرنج آب بریزند ولی خانمها باید از قسمت تای دست (جلو) اینكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنیم؟ فلسفه سجده چیست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمی جلوتر از حالت عادی قرار دهیم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چیست و هزاران سوال دیگر كه یك مسلمان موظف به دانستن آن است . سعی شده كه در این مختصر , با استفاده از كتب اساتید فن و سایتهای مختلف به سوالات فوق تا حدودی پاسخ داده شود.
در اینجا به مشاهده اتفاقاتی كه در چاكراها و هاله فرد در هنگام عمل وضو روی می دهد , پرداخته می شود. بررسی وقایعی كه برای هاله و چاكراها در هنگام نماز روی می دهد خود جای تحقیق فراوان دارد.
اما قبل از آن بهتر است كه به یك مورد علمی اشاره كنم. باید گفت كه توسط دوربینهای مخصوص هاله بینی می توان به شكل هاله در هنگام اعمال فوق پی برد . بنابراین لازم می دانم در ابتدا در باب این ابزار توضیحی ارایه كنم. در واقع برای دیدن هاله باید چشم انسان شرطی شود و این امر بهتر است كه بوسیله عینكهای مخصوص با لنزهای رنگی صورت گیرد. البته بدون ابزارهای فوق هم می توان به این مهم دست یافت ولی زمان می برد. از راه عكسبرداری kirlian (عكسبرداری پیشرفته ای كه دانشمند روسی سیمون د. Semjon D. و همسرش والنتیناك . كرلیان Valentina K. Kirlian تهیه وثبت كرده اند ) این تشعشعات را می توان مشاهده كرد كه در زیر نمونه های از آن در انسان , قارچ , گیاه و غیرو آورده شده است .

clip_image001.jpg
شكل1- هاله های اطراف انگشتان دست توسط عكسبرداری كرلیان

clip_image002.jpg
شكل2- هاله های اطراف یك نوع قارچ كه سمت راست بطور مصنوعی وسمت
چپ بطور طبیعی رشد كرده

clip_image003.jpg
شكل3- هاله های اطراف یك برگ

امواج هاله از مادون قرمز و ماورای بنفش تشكیل شده است . در طرحهای علمی عینكها و لنزهای مخصوص , از چشم انسان در برابر این امواج محافظت بعمل می آید. البته نتایج مشابهی ممكن است بدون استفاده از عینك حاصل شود و آن حساس شدن چشم با خیره شدن به یك صفحه زرد رنگ است كه اعصاب شبكیه را نسبت به رنگ قرمز و سبز خسته می كند و همان موقع حساسیت بیشتری نسبت به رنگ آبی حاصل می گردد. در زیر نمونه ای از عینك مشاهده چاكراها هم آورده شده . رنگ دسته هر عینك , نوع چاكرایی را كه با آن عینك می توان مشاهدا كرد نشان می دهد. مثلا" رنگ قرمز دسته , عینك مربوط به مولادهاراچاكرا (چاكرای اول است ) و رنگ سبز مربوط به آناهاتا چاكرا (چاكرای قلب ) می باشد كه از سایت (www-assets_eyeglasses_com) گرفته شده است .

clip_image004.jpg
شكل4- عینك مخصوص مشاهده چاكرای قلب (چون رنگ دسته سبز است)

اكنون باید گفت كه وضعیت انرژیكی انسان قبل و بعد از عمل وضو را می توان مقایسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بیشتر چاكراها و نادی ها (كانالهای انرژی) را فعال و بزرگ می كند. در اینجا لازم می دانم كه مطالبی را از كتاب انرژی درمانی (چو-آ-كوك سویی ) كه مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشند بدلیل جالب و علمی بودن عینا" ذكر كنم :
" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلی اكثر چاكراها و كانالهای انرژی را بزرگ و فعال می كند . اما نكته جالب آن است كه در این عمل , میزان افزایش در چاكراهای پایینی بسیار بیشتر از چاكراهای بالایی است . یعنی اگر چاكراهای بالایی تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهای پایینی ( قاعده ای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند .
و ایشان می نویسند كه : " در ادامه رعایت چنین آدابی است كه تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسی انرژیكی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودن كانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاكراهای وی , باعث می شود تا انرژی الهی به میزان بیشتری جذب و درك شود و بطور كلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشتر فراهم شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یا دعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه كه از آن قرائت یا دعا قرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. ".
هنگامی كه نیت بر عمل وضو صورت می گیرد (ولو در ذهن ) "ریسمان روحی" –(كه توسط روشن بینان دربالای سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولی به نازكی تار عنكبوت است ولی در افراد پیشرفته روحی تا یك سانتیمتر می تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر می شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكرای هفتم ) است و این چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاكراهاست. در ادامه باید گفت كه هرچه چاكرای ساهاس رارا بیشتر باز باشد میزان گره ها و قفلهای شش چاكرای باقی مانده باز شده و انرژی هایشان با بالاترین فركانسهای ممكن ساطع می گردد. به محض اینكه چاكرای تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژی كیهانی اش به پایان می رسد و شروع می كند به تشعشعات انرژی بر طبق آكورد خودش.واین است آن رمزی كه می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفكر به نیكیها و داشتن نیت پاك هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد. كه با قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژی الهی).
حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن كه قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی را در خود دارد ؛ انرژی های اضافی ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در آن هستند را رفع میكند. ما حداقل در روز سه بار وضو می گیریم و با اینكار سه بار پاكسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفی در پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن، از سایر جاها بیشتر است.
با دست كشیدن روی فكها بر چاكرای فرعی فك تاثیر می كنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب و حافظه دارد. از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی را در خود ذخیره سازد .حال چرا از آب سرد بجای آب گرم استفاده كنیم؟ علت آن این است كه آب سرد قابلیت جذب انرژی بیشتری نسبت به آب گرم دارد (آبگرم بدلیل فاصله زیاد بین ملكولی, خود حاوی مقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد).
در مرحله بعد با هر دست روی دست دیگر آب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت كه اصلی ترین كانال انرژی بدن , در اصطلاح "سوشومنا" می باشد كه این كانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو كانال فرعی تقسیم می گردد كه در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این كانال اصلی, در ناحیه خارجی به دو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این كانال اصلی , كانالهای فرعی دیگری موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جای سوشومنا مخروط مانندهای كوچك و بزرگی وجود دارد كه دایما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می كشیم تا انتهای انگشتان, با این كار انرژی های منفی از این كانال فرعی زدوده می شود .حركت روبه جلو باعث تحریك این نادی و تخلیه شدید انرژی راكد و منفی در آن می گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند كه انرژی های منفی را مشایعت می كنیم تا كاملا" خارج گردد. با این عمل هم چاكراهای كف دست بدلیل لمس سریع فعال می شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد . در توضیح تبادل دو دست باید گفت كه در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود :
1-یانگ : بمعنی "روشنایی خورشید"(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت , درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایر ارقام یانگ نیز طاق هستند.
2-این : بمعنی "فقدان روشنایی " و به معنی سایه , تاریكی است (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه , عدم فعالیت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.
3-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریكی , گرما و سرما , خشكی و رطوبت می باشد. این قانون جوهر و چكیده عالم است.
در واقع با اتصال دست چپ وراست به یكدیگر بین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد .
مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسرارا چاكرا تحریك می گردد . قبلا" در مورد تحریك آن و تاثیرات آن در سطور پیشین توضیح داده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمكره های چپ و راست بدن كند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمكره راست) و نیز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدی مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اینكه نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی تبادل انرژی می كند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد.
تاثیر دوم آن تحریك چاكراهای كف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . به این طریق , یعنی با تداوم وضو در كارها , چاكراهای پاها همواره تقویت شده و لذا همواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهیستاناچاكرا (چاكرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد كمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحكام و قوت درونی می گردد. فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خداوند خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چرا كه این چاكرا اساس نیروی حیات تمام چاكراهای بالاتر را شكل می دهد و سرچشمه نیروی حیات است. در این چاكرا منبع لایزال انرژی كندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا و پینگالا كه سه كانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاكرا شروع می شوند.
در زیر جدولی ارایه شده است (از كتاب انرژی درمانی چو-آكوك سویی-ترجمه و تالیف جمشید هاشمی ) كه تاثیر وضو بر چاكرا را نشان می دهد.

نوع چاكرا و هاله

قبل از وضو(سانتیمتر)

بعد ازنیت كردن(سانتیمتر)

بعد از وضو(سانتیمتر)

نیم ساعت بعد(سانتیمتر)

هاله سر

30

110

65

70

هاله شانه

25

110

خیلی بزرگ

70

هاله شكم

25

110

خیلی بزرگ

70

هاله پاها

20

150

خیلی بزرگ

70

مولادهارا ( چاكرا1)

25

90

خیلی بزرگ

50

سوادهیستانا ( چاكرا2)

40

90

خیلی بزرگ

100

چاكرای منگ مین

20

20

35

15

چاكرای ناف

15

20

40

30

طحال جلویی

35

25

25

15

طحال پشت

40

5

60

15

شبكه خورشیدی جلویی(چاکرا3)

55

40

80

20

شبكه خورشیدی پشتی
(چاکرا 3)

55

40

80

20

قلب جلویی (چاکرا 4)

50

50

80

100

قلب پشتی (چاکرا 4)

50

50

80

100

گلو (چاکرا 5)

50

50

110

70

آجنا (چاکرا 6)

50

50

80

100

پیشانی

20

50

15

10

تاج (چاکرا 7)

50

110

140

100

كبد

35

20

25

15

دست و پا

40

110

خیلی بزرگ

70

در ضمن ذكر چند نكته لازم است و آن اینكه اثرات فوق زمانی قابل توجه است كه ما در وضو تداوم داشته باشیم (در این مورد علمای دین ما سفارش های زیادی در مورد دائم الوضو بودن دارند. ) كه به مرور اثرات آنرا آشكارا لمس خواهیم كرد.
در ضمن الان نرم افزارها و دستگاههایی هستند كه فرد از طریق آن می تواند شكل هاله ها و چاكراهای خود را مشاهده كند و اثرات وضو را امتحان كند و نتایج جدول فوق را به عینه ببیند.

از وبلاگ سته





نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

http://fekrejavan.ir/images/aks/donya.jpg

مردی را فیل مستی دنبال كرده بود، او می گریخت و فیل در تعقیب او بود،تا اینكه فیل به او رسید.آن مرد از ترس داخل چاهی شد و در میان چاه به دو شاخه كه در كنار چاه روییده بودند چنگ زده و آویزان شد.ناگهان متوجه شد كه دو موش بزرگ كه یكی سفید و دیگری سیاه مشغول قطع كردن ریشه های آن دو شاخه هستند

نظری به زیر پای خود افكند ، دید چهار افعی سر از سوراخ های خود بیرون آورده اند ، و چون نظری به قعر چاه انداخت دید اژدهایی دهان گشوده كه هر كس به چاه می افتد او را می بلعد . چون بالای سر خود را نگاه کرد دید  كه سر آن دو شاخه کمی  عسل  است،پس مشغول لیسیدن عسل شد و لذت شیرینی عسل او را از آن مارها كه نمی داند چه وقت او را خواهند گزید و از مكر آن اژدها كه نمی داند وقتی در دهان آنها بیفتد چه اتفاقی می افتد غافل  گردانید.

دوستان  این چاه،  چاه دنیاست كه پر است از آفتها و بلاها و مصیبتها و آن دو شاخه عمر آدمی است و آن دو موش سیاه و سفید شب و روز هستند كه عمر آدمی را پیوسته پیش برده و به پایان می برند. و آن چهار افعی اخلاط چهارگانه اند،(سوداء،صفراء و بلعم و خون) هستند كه به منزله زهرهای كشنده ای هستند كه آدمی نمی داند چه وقت آنها به هیجان می آیند و صاحب خود را  می کشند ، و آن اژدها مرگ است، كه منتظر است و پیوسته در طلب انسان است، و آن عسل كه فریفته شده بود و او را از همه چیز غافل كرده بود، لذت ها و خواهش ها و نعمت ها و عیش های دنیاست.(1)

عزیزان  برای غفلت آدمی از مرگ و هول و هراس های پس از آن و اشتغالش به لذّات زودگذر و فانی دنیا ،  این مثال مثال خوبی  است پس شایسته است كه خوب در آن دقت و فکر کنیم  

1)  عین الحیات ،جلد 1 ،  ص 526

منتظر نظرات شما دراین لینک  هستیم

با داغ نمودن  لینكهای داغ  این پروفایل  به ما  در انتشار این آموزه ها کمک کنید

http://fekrejavan.ir/images/aks/hashaye.bmp

 شما هم در گروه فرهنگی  فکر جوان ثبت نام  نمائید





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

همان طور که خدا می گوید در سنت الهی تغییر وجود ندارد

 «مشرکان با نهایت تأكید به خدا سوگند خوردند كه اگر پیامبرى انذاركننده به سراغشان آید، هدایت یافته‏ترین امّتها خواهند بود امّا چون پیامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‏گرفتن از (حق) چیزى بر آنها نیفزود اینها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگهاى بدشان بود امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را مى‏گیرد آیا آنها چیزى جز سنّت پیشینیان و (عذابهاى دردناك آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمى‏یابى»

(سوره فاطر 42-43)

البته هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار گردید.

 این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین  بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان ومقاربتهای جنسی نبایستی پوشیده باشند بلکه باید کاملا آشکارا به نمایش درآیند.

شهر پمپی در روز ۱۹ اوت سال ۷۹ میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ۲۸ ساعت ادامه داشت به زیر ۶ متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. از ۲۰هزار نفر جمعیت پمپی دو هزار نفر ناپدید شدند و مابقی آرام آرام مذاب و به تلی از مجسمه های سنگی تبدیل شدند.

مذاب کوه وزوو به آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد. یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند. زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام عمل مقاربت تبدیل به سنگ شده بودند. از همه جالبتر آن است که این زوجها هر دو از یک جنس و یا زوجهایی از دختران و پسران کم سن وسال بوده اند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است صورت آنها حالت گیج و منگ دارد.

مجهول ترین جنبه این حادثه در اینجاست که چگونه هزاران انسان بی آنکه چیزی بشنوند و یا ببینند منتظر می مانند تا مرگ آنها را دریابد. این بعد حادثه نشان می دهد که نابودی و محو شهر پمپی دقیقا مشابه همان حوادث ویرانگری است که در قرآن به آنها اشاره شده، زیرا قرآن زمانی که این حوادث را  بازگو می کند به «نابودی ناگهانی» اشاره دارد. به عنوان مثال در سوره (یس) چنین توصیفی است : همه سکنه شهر به یک لحظه هلاک شدند.

 این وضعیت در آیه 29این سوره چنین می آید :

« (بلكه) فقط یك صیحه آسمانى بود، ناگهان همگى خاموش شدند!» ؛ آیه 31 سوره قمر وقتی تخریب و نابودی قوم ثمود را بازگو می کند مجدادا به نابودی آنی اشاره می کند «ما فقط یك صیحه [صاعقه عظیم‏] بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگى بصورت گیاه خشكى درآمدند»

مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ داد، همان گونه که در آیات بالا نقل شد. فاجعه هرچه بود،همه چیز به همان حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ۱۹۹۱نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد ولی هنوز هم دو پنجم این شهر سوخته در زیر زمین است. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است اما متاسفانه جایی از دیده عبرت در این نگاه ها یافت نمی شود.نواحی ناپل که فساد و هرزگی در آن شیوع دارد از مراکز ونواحی بی بند وباری شهر پمپی دست کمی ندارد. جزیره کاپری پایگاهی برای همجنس بازی و برهنگی گرایی است و در صنعت توریسم به بهشت همجنس بازی شهرت دارد. نه تنها در کاپری و ایتالیا بلکه تقریبا در تمامی دنیا چنین انحطاط اخلاقی وجود دارد و مردم هم هیچ توجه و اصراری به پند گیری از تجربیات تلخ مردم گذشته ندارند.

 در سوره سجده درباره همین مردم می فرماید

: «و اگر اینان روی بگردانند به آنها بگو شما را از صاعقه عاد و ثمود بیم می دهم. » 

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

2447joz.jpg

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

 

2cxb234.jpg

1655ci.jpg

r9o7lf.jpg

مردم سنگ شده شهر پمپی در موزه طبیعی شهر پمپی

1znwldi.jpg

2d5is3.jpg

 

تصویری از زندگی لوکس و تجملی و وسائل مردم شهر پمپی قبل از وقوع حادثهe188jb.jpg





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

1-خنده یك مكانیسم دفاعی و كنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است.

2-خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد.

 

3-خنده باعث كاهش استرس و تنش روانی میگردد.

 

4-خنده باعث كاهش درد میگردد.

 

5-خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد.

 

6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز میگردد. خنده باعث تحریك هر دو نیمكره مغز گردیده و در عملكرد آنها تعادل ایجاد میكند.

 

7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شكمی و بهبود كاركرد آنها، تقویت عضلاتی كه ارگانهای شكمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد.

 

8-خنده باعث تقویت یادگیری و تمركز میگردد.

 

9-خنده باعث كاهش تنش عضلانی میگردد.

 

10-خنده یك تمدد اعصاب و تكنیك تن آرامی رایگان و آسان است.

 

11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش می یابد(كمتر از حد طبیعی)

 

12-خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت كرده وتماس چشمی و فیزیكی بیشتر برقرار میكنیم.

 

13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سركوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاكت های خون و افزایش فشار خون میگردند.

 

14-خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد.

 

15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بیانجامد كه باعث پاك شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد.

 

16-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد كه از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزمهای بیماریزا دفاع میكند.

 

17-خندیدن یك نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.100بار خندیدن معادل 15 دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اكسیژن رسانی در بدن میگردد.

 

18-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شكم، تنفسی، صورت، پا و كمر میگردد.

 

19-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد.

 

20-خنده با افزایش اكیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها میگردد.

 

21-خنده كوتاهترین مسیر میان دو فرد است.

 

چگونه شوخ طبع باشیم:

 

ناهمخوانی (با عقاید، تصورات)، غیر منتظره بودن، غافل گیر كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصیت)، و تاخیردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگی میتواند فاكتورهای شوخ طبعی باشند





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

بعضا پرسیده می شود مشروبات الكلی با وجود اینکه سود دارد چرا حرام شده ؟

با سلام :

بعضا پرسیده می شود مشروبات الكلی با وجود اینکه سود دارد چرا حرام شده ؟ بعضی اشخاص می‏گویند كه مصرف آن در طول عمر یك یا دو بار برای بدن خوب است.در جواب این عده باید گفت : مشروبات الكلی به طور مسلّم برای بدن مضر است كه ما بدون اشاره به ضرر های روحی ان فقط به صورت خلاصه به آثار آن روی تمام اندام بدن اشاره می‏كنیم:

    1 - مغز: الكل بیشتر كارهای مغز را مختل می‏سازد و موجب ورم مغز و فشار خون در سر می‏شود (و علائم آن هزیان، سرگیجه، تلوتلو راه رفتن می‏باشد) و گاهی جنون و یا كم شعوری را همراه دارد. الكل سبب مرگ میلیون‏ها سلول در مغز می‏شود و چون مغز الكلی دیگر نمی‏تواند سلول‏های تازه‏ای تولید كند، افزایش تدریجی مرگ سلول‏ها باعث نقص هوش و نیروی شناخت و انحطاط عقل شخص الكلی می‏گردد.

    2 - پوست: با خوردن اندكی نوشابه‏های الكلی رگ‏های پوستی باز می‏شود و چهره برافروخته می‏گردد و نقاط سطحی بدن پرخون می‏گردد. بیماری آب (استسقاء) نیز در افراد الكلی دیده می‏شود.

    3 - زبان: الكل زبان را ضخیم و سخت می‏كند و سلول‏های ویژه چشایی را ناتوان می‏سازد.

    4 - گوش: الكل اندام شنوایی را ناتوان می‏سازد و افراد الكلی صداهای گوناگون را به خوبی نمی‏توانند از هم تمیز دهند.

    5 - چشم: استعمال الكل حس بینایی را مختل می‏سازد و به عقیده »گلدبرگ« تأثیر الكل بر بینایی مانند آن است كه شیشه خاكستری رنگ جلو چشم بگیرند. گاهی در ضمن استعمال الكل، شخص به جای یك جسم دو جسم و به جای دو جسم چهار جسم می‏بیند.

    6 - دستگاه گردش خون: بر اثر الكل رگ‏ها لطافت خود را از دست می‏دهند و سفت می‏شوند، به همین دلیل پیری زود رس، سكته، فشار خون، نامنظم شدن نبض، سنگینی و بزرگ شدن قلب به انتظار می خواران نشسته است. یا عصب‏هایی كه رگهای پوستی را تنگ و گشاد می‏كنند از الكل آسیب می‏بینند و در اثر گشاد شدن رگ‏های پوست، خون بیشتری در آن جریان پیدا می‏كند و همین امر سبب سرخ شدن رنگ پوست می‏شود.

    7 - دستگاه گوارش: الكل اشتها را كم و نامنظم می‏كند، بدی گوارش، تشنّج معده، شكم درد، استفراغ بامدادان، از بیماری هایی است كه غالباً معتادان به الكل بدان دچار می‏باشند زیرا الكل مدتی كه در معده می‏ماند به مخاط آن آسیب می‏رساند.

    تأثیر الكل بر روده‏ها بسیار زیاد می‏باشد و باعث خراشیدگی جدار آنها و دفع خون و ناتوان ساختن نیروی بدن می‏شود. به همین خاطر سبب بوجود آمدن اسهال شدید و یا یبوست می‏شود. ورم روده و اسهال‏های كهنه در معتادین الكل بسیار زیاد دیده می‏شود.علاوه بر تأثیرات یاد شده، الكل بر لوزالمعده، كبد (جگر)، دستگاه تنفس، مثانه، ماهیچه‏ها، حنجره، دستگاه صوت، غدد تناسلی و... اثرهای بسیار زیادی می‏گذارد.

    خلاصه : الكل سبب بروز بیماری‏های فراوان، سرطان، سكته و بیماری‏های روانی می‏شود و حتی بر جنین و نسل آینده نیز تأثیر می‏گذاردبه همین خاطر ضمن ضررهای روحی و معنوی که این مواد افیونی بر بدن دارد اسلام ان را حرام اعلام کرده.

    در خاتمه به گفتاری از دكتر شارل ریشه دانشمند فرانسوی برنده جایزه نوبل در زیست‏شناسی بسنده می‏كنیم. وی می‏گوید: الكل نور ضعیف عقل را كه در مغزهای بیچاره ما روشن است، خاموش می‏كند. این ماده به زودی بر نیرومندترین مردان چیره می‏شود و او را به صورت جانوری هار در می‏آورد كه چهره‏اش سرخ و چشمانش پر از خون است و اطرافیان محیطِ خیال خود را تهدید می‏كند و به دشنام و ناسزا گفتن می‏پردازد، هرگز هیچ جانوری نه از جنس خوك و نه شغال و نه الاغ پیدا نمی‏شود كه چنین كارهای زشتی انجام دهد. زشت‏ترین كارهای جهان، شراب خواری است و در واقع این عمل است كه سبب می‏شود یك مرد شرافتمند شرم داشته باشد از اینكه بگوید من هم از جنس این مرد شرابخوارم. (1)

-----------------------------------------------------------------------

1)     برگرفته از: شراب و آثار تخریبی آن بر انسان و جامعه، محمد علی‏زم، اداره سیاسی ایدئولوژیك ستاد مشترك ارتش.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

 

263171lxlble1hnk.gif 

پرپر شدن یاس بوستان رسول خدا(ص)

حضرت فاطمه زهرای بتول(س)

بانوی عفاف و عصمت،

صدیقه،مبارکه،طاهره زکیه

راضیه ،مرضیه،محدثه

سیدة النساء (سرور زنان عالم)

برهمه عاشقان بانوی بزرگوار، ترنم باران وحی ،تسلیت باد.

263171lxlble1hnk.gif

معرفت به غبار آستان خانه  ی بانوى بزرگ اسلام بوسه می زند.

 او که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیست و در وداع شبانه اش با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفت.

زندگى حضرت فاطمه زهرا(س) با آن كه در جوانى به خزان گرایید، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پیروان حضرتش به جا گذاشت. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری او را نداشت.

یكى از این آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضیه (س) یكصدا و همسو آن را فریاد مى كرد، «اهتمام و جدیت نسبت به دین» بوده است.
مظلومیت با همه بخش هاى زندگى صدیقه طاهره پیوند خورد، به ویژه حوادث دوران پس از رحلت پیامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن «یاس نبى» وزید و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ریحانه رسول» گردید.

 اما همین مظلومیت هاى پیوسته نیز همگى یك جهت را نشان مى دهد و آن

 «سوى دین دارى و پایدارى به پاى دین اصیل» است.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

1219492i33kufm3bv.gif 

قاتل شیطان كیست ؟

1219492i33kufm3bv.gif
اسحاق بن عمّار گوید:
روزى محضر شریف امام جعفر صادق علیه السلام شرفیاب شدم سؤال كردم كه آخرین روز مهلت حیات شیطان چه زمانى است ؟
حضرت فرمود:

 آیا فكر مى كنى تا قیامت و صحراى محشر باشد؟!


خیر چنین نیست ، بلكه منظور روز ظهور و قیام قائم آل محمّد صلوات اللّه علیهم مى باشد؛ چون امام زمان (عجّ) را ظاهر گردد و قیام كند، وارد مسجد كوفه خواهد شد و شیطان در مقابل حضرت دو زانو مى نشیند و مى گوید: واى از این روز كه چه روز سختى است .
پس از آن امام زمان علیه السلام او را به قتل مى رساند.


بنابراین مهلت شیطان تا آن روزى خواهد بود كه

 به دست پُر توان حضرت صاحب الزّمان (عجّ)

به هلاكت اءبدى خواهد رسید.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom
*






نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

زینب(س).jpg 

926601do9y3g7tff.gif

میلاد مظهر علم و تقوا،

سلاله پاک رسول خدا (ص)

گوهر دریای عصمت و طهار

ت دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (ع)

دانشمند تعلیم ندیده،

دانای بدون آموزگار

فاضله،كامله

تربیت یافته دامان فاطمه(ص)

فهمیده بدون فهماننده

پیام رسان کربلا

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)

خجسته باد

 

926601do9y3g7tff.gif

 

هنگام ولایت زینب كبری، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علی درخواست كرد كه نامی برای فرزندشان انتخاب كند. علی علیه السلام در جواب فرمود:

من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر می‌كنیم تا پیامبر از سفر برگردد.

 چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی علیه السلام شنید فرمود:

 فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند در باره آنان تصمیم می‌گیرد.
بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد كه خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید

: نام این دختر را زینب بگذارید كه این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید

و فرمود:

توصیه می‌كنم كه همه این دختر را احترام كنند، كه او مانند خدیجه كبری است.


یعنی همان گونه كه فداكاری های خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمربخش بود، ایثار، صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است

679756vtql6ozj6a.gif





نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

درشگفتم ازمتكبری كه دیروز،نطفه ای بی ارزش وفردا، مرداری گندیده خواهدبود!

درشگفتم ازآنكس كه آفرینش پدیده هارا می نگردودروجودخداتردیددارد!

درشگفتم ازآنكس كه مردگان رامی بیندومرگ راازیادبرده است!

درشگفتم ازآنكس كه پیدایش دوباره راانكارمی كنددرحالیكه پیدایش آغازین را می نگرد!

ودرشگفتم ازآنكس كه خانه ی نابودشدنی راآبادمی كنداماجایگاه همیشگی راازیادبرده است!





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

521593jv7fkeufml.gif 

بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم.

همه تنچشم شدم. دنبال ID توگشتم.

شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم.

شدم آن User دیوانه کهبودم.

وسط صفحه دسکتاپ، ROOM یاد تودرخشید

DING
صد پنجرهپیچید

شکلکی زرد، بخندید

یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم.

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم.

تو همه رازهای Hack ریخته در Booter هایسیاهت.

من همه محو تماشای PM هایت.

Talk
صافو Room آرام، بختخندان و زمان رام.

منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice.

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن.

لحظه ای چند براین Room نظر کن.

Chat
آیینه عشق گذراناست.

تو که امروز نگاهت به ایمیلی نگران است.

باش فردا که دلت با ID دگران است.

تا فراموش کنی چندی از این Room سفرکن.

با تو گفتم حذر از Room ندانم

ترک chat کردن، هرگز نتوانم، نتوانم

روز اول که  emailام به تمنای تو پر زد

مثل spam، توی Inbox تونشستم

تو Delete کردی ولی مننرمیدم، نگسستم

باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

تابه دام تو در افتم Room ها رو گشتم وگشتم

تو مرا Hack بنمودی، نرمیدم،نگسستم

Room
ی از پایهفرو ریخت

Hacker
ی، Ignore تلخی زد وبگریخت

Hard
بر مهر توخندید

CPU
از عشق توهنگید

رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از User آزرده، خبر هم

نکنی دیگر از آن Room گذر هم

بیتو اما، به چه حالی من از آن Room گذشتم

521593jv7fkeufml.gif





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

187841zzukfm12dl.gif 

محبت کردن

 محبت دیدن .... خیلی دوست داشتنی است ولی ... دوست داشتنی تر از آن .... محبت کردن است

بعضی ها که روح بزرگی دارند هر محبتی را جبران می کنند ولی

 بزرگتر از آنها کسانی هستند که بی هیچ چشم داشتی محبت می کنند

بعضی ها ارزش محبت دیدن ندارند ولی .... بی ارزشتر از آنها .... کسانیهستند که قدر محبت رو نمی دونند

 خوبه که محبت کردن رو یاد بگیریم ولی بهتره که همیشه منتظر محبت دیدننمانیم

 

187841zzukfm12dl.gif





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

30i9f0h.gif

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی

عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن

عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست

عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره

عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی

عشق یعنی من وتو ما میشویم

عشق یعنی حرفشو باور کنی

عشـق یـعنی جادوش کنی

30i9f0h.gif





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

WwW.Bia2BND.CoM

 

قلبدفتر عشـــق كه بسته شـدd
قلبدیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمd
قلبخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونd
قلببه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودd
قلببد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلببرای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلبحالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلبتــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلببـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدمWwW.Bia2BND.Com
قلبغــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلببازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباز تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلباز
دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلبچــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودمd
قلبچــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیمd
قلبدوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنd
قلبفردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهd
قلبچه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلبآخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشهd
قلبدسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزهd
قلببزن تیر خـــــــــــــــــلاص روd
قلبازاون كه عاشقـــت بودd
قلببشنواین التماسروd
قلب...............d
قلب.........d

قلب




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom

http://fekrejavan.ir/images/asemanehejrat.jpg

سلام

یكى از دزدان معروف بود یك شب از دیوار خانه اى بالا  رفته  روى دیوار صدای مرد عابدی که صداى آرام  قرآن خواندنش فضا را عطر آگین کرده بود را می شنود :الم یاءن للذین آمنوا تَخشع قلوبهم لذكر اللّه آیا وقت آن نرسیده كه مدعیان ایمان قلبشان براى خدا نرم و آرامشود؟ یعنى تا كى قساوت قلب ، تا كى تجرى عصیان ، تا كى پشت به خدا كردن ؟ آیاوقت رو برگرداندن از گناه و رو كردن به سوى خدا نرسیده است

فضیل بن عیاض همین كه این آیه را شنید، انگار مخاطب شخص او است ،  گفت : خدایا چرا چرا وقتش رسیده از دیوار پایین آمد و دزدى ، شراب ، قمار، و ....راكنار گذاشت . و تاجایی که ممکن بود  اموال مردم را به خودشان  پس داد، حقوق الهى را ادا كرد و ..... تا بجایى كه بعدها یكى از بزرگان گردید، نه فقط مرد باتقوایى شد بلكه مربى و معلمى نمونه براى دیگران گردید.
(گفتارهاى معنوى ، صص 228 – 226)

منتظر نظرات شما در این لینک  هستیم

با داغ نمودن  لینكهای داغ  این پروفایل  به ما  در رساندن این آموزه ها کمک کنید

http://fekrejavan.ir/images/aks/hashaye.bmp

 شما هم در گروه فرهنگی  فکر جوان ثبت نام  نمائید





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط hajkhanom
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت


Blog Skin